تصویر شماره دو دوره ها تصویر شماره پنج مکتب سادگی بازاریابی و فروش ، بنیانگذار روح ا... هادوینیا تصویر شش
This is an example of a HTML caption with a link.
فرم ورود اعضا

کلمه عبور :


کلید واژه ها : روانشناسی فروش , فروش , فروشندگی , فروشندگی حرفه ای , فروش حرفه ای , فروشنده حرفه ای , آموزش فروش , آموزش فروشندگی , فروشندگان حرفه ای , آموزش بازاریابی و فروش , موفقیت , موفقیت در فروش , تربیت فروشنده , فروش موفق , کتاب روانشناسی فروش , کتاب فروشندگی , کتاب آموزش فروشندگی , کتاب روانشناسی فروش حرفه ای , روانشناسی فروش در ایران , مهندسی فروش , روانشناسی فروش در بازار ایران , CD آموزش فروشندگی

محصولات آموزشی والاتدبیر

کتاب روانشناسی فروش حرفه ای در بازار ایران

 کتاب روانشناسی فروش حرفه ای در بازار ایران

 نویسنده: روح اله هادوی نیا

 - کارآفرین خود ساخته با 27 سال تجربه علمی و کارآفرینی در بازار ایران در زمینه   تولید، تجارت، بازاریابی، فروش، واردات، صادرات، مشارکت و تشکیل  شرکت  مشترک joint ventuer  با خارجیان و...

 - بنیانگذار مکتب سادگی بازاریابی و فروش در ایران

  - نویسنده کتاب کاملاً کاربردی روانشناسی فروش حرفه ­ای در بازار ایران

                                مشاور، محقق و مدرس بازاریابی و فروش 

                                - عضو انجمن بین المللی کوچینگ

                                - مدیر عامل موسسه بازاریابی و فروش والاتدبیر

                               - مدیر عامل شرکت مشترک ایرانی و تانزانیایی تانیرا بین الملل به مدت 5 سال

                               -  مدیر عامل شرکت موفق کهن چرم بیش از 27 سال

                               - مدیر عامل شرکت بازرگانی ارمغان جاوید به مدت 3 سال

                               - مدیر عامل شرکت ایرانی ترکیه ای پیام نگار شرق به مدت 3 سال

 

کتاب به شرط چاقو

این کتاب پس از فروش پس گرفته می شود!!

« فقط به یک شرط»

تهیه خلاصه 20 صفحه ای از کتاب تنها شرط پس گرفتن می باشد.

 

پس از خرید و مطالعه این کتاب اگر احساس کردید به اندازه مبلغی که بابت خرید کتاب پرداخت کرده اید، مطالب آن برای شما مفید نبوده، لطفاً یک خلاصه 20 صفحه ای از مطالب کتاب تهیه فرمایید تا بنده خیالم راحت شود که شما پس از مطالعه کامل کتاب به این نتیجه رسیده اید که این کتاب در تغییر نگرش، انگیزش و مؤفقیت آتی شما تأثیری نخواهد داشت. در این صورت کتاب را به کتابخانه عمومی، کتابخانه زندان شهری که در آن زندگی می کنید تحویل داده و رسید دریافت کنید و سپس خلاصه کتاب به همراه رسید، شماره کارت یا حساب بانکی تان را برای موسسه والاتدبیر، ایمیل، تلگرام یا پست بفرمایید تا کل مبلغ پرداختی بابت کتاب به حساب تان واریز شود.

 

ایمیل :    info@valatadbir.com

 

شماره همراه فقط جهت تلگرام:   09129256127

 

هر کسي در هر شغلي به نوعي فروشنده است، شما هم همين طور!

فروش لزوماَ به معني فروختن يک کالا نيست. بلکه ارائه يک خدمت، ايده فکري، فرهنگي، يک ويژگي، محصول، شخصيت، مديريت و ... مي باشد.

      يک استاد دانشگاه يا معلم تلاش مي کند دانش خود را بفروشد، يک سياستمدار ايده سياسي، يک پزشک دانش خود را به بيمار مي فروشد و يک نفر که مي خواهد استخدام شود مهارت ها و توانائي هاي خودش را مي فروشد.

يک مدير، مهندس، وکيل، نويسنده، خبرنگار، ورزشکار، منشي، کارمند، دانشجو، کاسب، زن، شوهر و ... در واقع هر کسي در هر شغلي و با هر جايگاهي مشغول فروختن يک محصول يا خدمت است. از جايگاه يک رئيس جمهور گرفته تا عادي ترين فرد جامعه، همه تلاش مي کنند تا با اعمال و گفتار خويش، مخاطب يا مخاطبين خود را تحت تأثير قرار دهند.

برنامه ريزي و مديريت ذهن:

مهارت هاي تکنيکي بازاريابي و فروش به تنهايي شما را به يک ربات مکانيکي فاقد احساس تبديل مي کند. در حالي که شما در هر مذاکره فروش با انساني طرف هستيد که داري عواطف و احساسات انساني است که اين امر در انسان هاي شرقي علي الخصوص مردم ايران بيشتر قابل درک است. در نتيجه در اين جامعه براي مؤفقيت در فروش بايد بتوانيد با استفاده از هر دو جنبه مهارت هاي تکنيکي و عوامل روانشناسي مؤثر بر فروش، به اهداف فروش خود دست پيدا کنيد. براي اينکه بتوانيم ديگران را مديريت کنيم تا مطابق ميل ما رفتار کنند، ابتدا بايد بتوانيم خودمان را مديريت کنيم، پيش نياز مؤفقيت در هر کاري نگرش مثبت است. نگرش مثبت، يک رويکرد انساني به مشتريان و انسان هاي اطرافمان ايجاد مي کند. نگرش مثبت به شما نيرو مي دهد تا سطوح جديدي از مؤفقيت را هم از نظر شخصي و هم از لحاظ کاري کسب کنيد. برندگان، نگرش مثبت و پيروزي آور در خود ايجاد مي کنند و پرورش مي دهند. اهميت اين مزيت بسيار ارزشمند و پيروزمندانه را مي فهمند و براي متمايز کردن خود در...

 

همه دوست دارند ديگران را تحت نفوذ خود در بياورند، اما چطور؟


همه دوست دارند به هدف هاي بزرگ دست پيدا کنند، اما چطور؟


همه دوست دارند در شغل و حرفه اي که هستند مؤفق شوند، اما چطور؟


همه دوست دارند ديگران آنها را دوست داشته باشند، اما چطور؟


جواب اين سؤال ها بسيار ساده است به شرطي که واقعاَ به دنبال جواب باشيد کمي قبول زحمت کنيد. جواب همه اين سؤال ها را مي توانيد در اين کتاب پيدا کنيد.


چون نويسنده خود جواب آنها را پيدا کرده است.


چه چيزي اين کتاب را متمايز مي سازد؟

کتاب هاي موجود در ايران در زمينه فروشندگي اغلب ترجمه کتاب هاي خارجي بوده و بيشتر جنبه آکادميک و تئوري دارند و تعدادي از آنها آنقدر حجيم و پيچيده نوشته شده­اند که خواننده را دچار سرگيجه مي کنند و خواننده در ميانه راه آن را رها مي کند و عيب بزرگ آنها اين است که اغلب نه تنها با فرهنگ ايران سازگاري ندارند بلکه بعضي مواقع در تضاد نيز هستند وبه کارگيري آنها نتيجه معکوسي دارد. ( در متن کتاب چند نمونه به عنوان مثال ذکر شده است)  

با توجه به تجربياتي که طي 27 سال گذشته در زمينه فروشندگي، بازاريابي، تحصيل در دانشگاه و مديريت شرکت هاي توليدي و تجارتي دارم به فرهنگ، رفتار و حساسيت مشتريان ايراني شناخت نسبتاً خوبي پيدا کرده ام درنتيجه سعي کردم کتابي بنويسم که با فرهنگ مردم يران سازگار بوده و کاملاً جنبه کاربردي داشته باشد. در نتيجه مطالب اين کتاب با پرهيز از اصطلاحات قلمبه و سلمبه که بيشتر به درد مباحث دانشگاهي مي خورد، با ادبيات بسيار ساده و روان و به زبان مردم نوشته شده است به گونه اي که هر کس و با هر سطح دانش مي تواند از آن بهره ببرد.  

اکثر نويسندگان، فروش را امري بسيار پيچيده و داري رموز و اسرار فراوان معرفي مي کنند.
اين کتاب نقاب از چهره جادوگري فروش برمي دارد و رموز سادگي آن را فاش مي کند.


"تا سيه روي شود هر که در او غش باشد."

 

"ذهن خود را با پروتئين مطالعه تقويت کنيد."

 

قرآن کريم:

"هل يستوي الذين يعلمون و الذين لا يعلمون" ، "آيا کساني که علم دارند با کساني که علم ندارند برابرند؟"

 

ناصر خسرو :

"درخت تو گر بار دانش بگیرد به زیر آوری چرخ نیلوفری را"


دکتر شوراتز:

"دانش پول رايج آينده است و دنياي امروز به حال کساني که بري يادگيري تنبلي کرده اند چندان
افسوس نمي خورد يادگيري مادام العمر شکلي از بيمه عمر است."


"دانشجوي مادام العمر حرفه خود باشيد."

 

کتاب به شرط چاقو

این کتاب پس از فروش پس گرفته می شود!!

« فقط به یک شرط»

تهیه خلاصه 20 صفحه ای از کتاب تنها شرط پس گرفتن می باشد.

 

 
فهرست مطالب کتاب روانشناسی فروش حرفه ای در بازار ایران

 


تشکر و سپاسگذاري.........................................................................................11
پيشگفتار....................................................................................................13
از پيشگفتار چه نتيجه ا‏ي می‏گيريم؟............................................................................18
دليل نگارش اين کتاب.........................................................................................19
چه چيزي اين کتاب را متمايز می ‏سازد........................................................................ 25
1- مهارت هاي مديريت ذهن................................................................................ 33
1-1 نگرش مثبت...........................................................................................33
1-2 شما کدام نيمه ليوان را مي‎بينيد؟........................................................................ 33
1-3 مؤفقيت و پيروزي از درون آغاز می‎شود.................................................................34
1-4 کليد برنامه‏ ريزي ضمير ناخودآگاه.......................................................................35
1-5 دنياي برون انعکاسي از دنياي درون شماست.............................................................39
1-6 از خود توقع موفقيت داشته باشيد.......................................................................40
1-7 هشدار ! مواظب باشيد افکار منفي در ذهن شما تثبيت نشود...............................................41
2- برنامه ‏ريزي بر مبناي صفر...............................................................................42
3- عزت نفس داشته باشيد...................................................................................45
4- اعتماد به نفس داشته باشيد.............................................................................. 46
5- از زباله ‏هاي اتمي دوري کنيد.............................................................................50
6- دائماً در حال يادگيري باشيد...............................................................................52
7- مطالعه کنندگان پيشرو هستند............................................................................. 54
8- بري ثروتمند شدن چقدر حاضريد بپردازيد؟.................................................................60
9- ذهن خود را با پروتئين مطالعه تقويت کنيد.................................................................62
10- يادگيري زدايي کنيد.....................................................................................63
11- صبور اما سمج باشيد.................................................................................. 64
12- ديوانه کارتان باشيد.................................................................................... 70
13- به کالا و خدماتي که می‎فروشيد علاقه و اعتماد داشته باشيد.............................................. 73
14- سحر خيز باشيد تا کامروا شويد........................................................................ 76
15- تبرتان را تيز کنيد..................................................................................... 78
16- مشتريانتان را از صميم قلب دوست داشته باشيد..........................................................79
17- همدلي از همزباني بهتر است...........................................................................81
18- مهم‎ترين فرد را در شرکت و شغل‎تان شناسايي کنيد.......................................................83
19- لاف ارزش ‏ها را نزنيد................................................................................ 84
20- راستگو و صادق باشيد................................................................................ 86
21- مدير مرکزي سود‏آوري شرکت باشيد.................................................................... 92
22 - به موفقيت‎هايتان جايزه بدهيد.......................................................................... 94
24- شکست پلي است به سوي پيروزي..................................................................... 99 
25- شما در استخدام چه کسي هستيد...................................................................... 101
26- کالا را نفروشيد، تمايز را بفروشيد.................................................................... 106
27- فروش راه‎حل‎ها، نه ويژگی‎ها......................................................................... 118
28- آموزش فروشندگان...................................................................................120
29- مدل AIDAS در فروش - فرايند روانشناسي خريد....................................................121
30- تکنيک L.O.C.A.T.E در کشف نياز.............................................................. 125
31- يكي ديگر از تكنيك هاي قابل استفاده، تكنيك F.A.B.C مي‎باشد....................................... 126
32- تشريح کلمه.........................................................................................126
33- مشاور باشيد نه فروشنده.............................................................................127
34- تکنيک ‏فروش آموزشي...............................................................................131
35- ارتباط، روابط بلند مدت.............................................................................. 135
36- هنرگوش کردن، نه شنيدن.............................................................................139
37- منشی‎ها مشاورين شما هستند..........................................................................142
38- مديريت اقتضائي مديريت بر فرهنگ مشتريان...........................................................144
39- بر اعصاب خود مسلط باشيد.......................................................................... 145
40- ويترين گردي کنيد................................................................................... 148
41- ازموفق‎ها الگوبرداري کنيد ...........................................................................150
42- هرگز عليه رقبا حرف نزنيد.......................................................................... 152
43- طول موج متفاوت با مشتريان.........................................................................154
44- ايرادات مشتري نشانگر علاقه اوست...................................................................156
45- با مشتري بحث و مجادله نکنيد....................................................................... 161
46- اصول بازاريابي تلفني.................................................................................163
47- تدوين اهداف........................................................................................ 168
48- زمان بندي هدف هاي فروش و در‏آمد..................................................................171
49- ارزش وقت شما چقدر است؟..........................................................................172
50- قانون 80-20 پارتو................................................................................174
51- اسب چموش زمان را مهار کنيد...................................................................... 175
52- تکنيک 100 قرار کاري............................................................................ 182
53- برنامه ريزي بري ملاقات و مذاکره فروش..............................................................184
54 - اطلاعات را از کجا بدست بياوريم؟................................................................... 186
55- تأثير اوليه برگ برنده است، مواظب باشيد..............................................................186
56- جلوي خطاهاي ادراک را بگيريد.......................................................................187
57- تيپ شخصيتي افراد.................................................................................. 189
58- در حضور مشتري....................................................................................190
59- ما به جاي من.......................................................................................198
60- فرايند خريدهاي سازماني............................................................................. 199
61- قيمت را نفروشيد.....................................................................................201
62- مثل بچه ها باشيد................................................................................... 203
63- تکنيک طلب ياري از مشتريان.........................................................................203
64- خاتمه فروش يا سفارش‎گيري..........................................................................205
65- مشتريان را در جريان مشکل قرار دهيد................................................................208
سخن آخر..................................................................................................210
معرفي مؤسسه والاتدبير....................................................................................211
فهرست منابع..............................................................................................216



پیشگفتار

     همه چیز با یک جرقه ذهنی آغاز میشود

     قبل از این که وارد بحث اصلی شوم ابتدا ماجرای فروشنده شدن خودم را برایتان تعریف می‎کنم تا ببینید که کار فروشندگی، هم سهل است و هم ممتنع. برای کسانی که اصول آن را یاد بگیرند کاری بس سهل و آسان خواهد بود و برای کسانی که بخواهند بدون توجه به اصول روانشناسی فروش و با تکیه بر روش­ های سنتی و نخ نما شده قدیمی به کار فروش بپردازند کاری بس دشوار خواهد بود.

     ماجرا مربوط می ‏شود به سال 1368 که من کارمند یک نهاد بزرگ دولتی بودم. از آنجایی که آدم بسیار پر انرژی و خواهان پیشرفت و کمال بودم، علی رغم اینکه موقعیت شغلی بسیار خوبی داشتم، محیط کارمندی را به هیچ وجه مناسب پیشرفت نیافتم و احساس کردم که در حال فسیل شدن هستم، لذا به دنبال فرصتی می‎گشتم تا از این وضعیت رهایی ‎یابم تا اینکه یک روزی یکی از دوستانم به نام آقای قنبری که تولید کننده کیف‌های چرمی زنانه بود با گفتن یک جمله سوخت موشک آماده پرتاب مرا تأمین کرد !

     گفت: «می ‏دانید فرق ما کاسب ها با شما کارمندان در چیست؟»


     «فرق ما با شما در این است که شما روزی‎تان را خودتان تعیین می‎کنید ! اما روزی ما را خداوند تعیین می‎کند!»

     گفتم: «یعنی چه؟»

     جواب داد: « شما با دریافت حقوق ثابت کارمندی درآمد خود را محدود می‎کنید ولی ما به خداوند می‎گوییم: خداوندا در جیب ما باز است، هر چقدر که کرمت اجازه می‎دهد جیب ما را پر کن. ما به کم و زیاد آن کاری نداریم بلکه صادقانه تلاش می‎کنیم و خداوند نیز پاداش آنرا روزانه به ما می‎دهد.»

     یک مطلب جالبتر نیز گفت:

    « شما چند نفر را با شغل آزاد می‏ شناسید که وضع مالی‏اش پایین‏تر از یک کارمند باشد؟
در یکی از همان روزها روی میز کار دوستم یک کیف مردانه اداری دیدم که خیلی شیک بود.»

     قیمتش را پرسیدم، گفت:

     «یکی از دوستانم این را تولید می کند و قیمتش 180 است. » با شنیدن قیمت که نسبت به قیمت فروشگاه ها تقریباً 60 درصد ارزانتر بود، اولین جرقه بازاریابی و فروش در ذهنم زده شد. به نظرم رسید که می‎توانم این نوع کیف را به همکارانم در اداره بفروشم، کاری که هرگز تا آن زمان آنرا انجام نداده بودم و هیچ موقع به مخیّله‎ام نیز خطور نکرده بود ‎که می‎توانم کار بازاریابی و فروش انجام بدهم.

     دوستم مرا به تولید کننده آن کیف معرفی کرد و ایشان نیز با کمال گشاده ‏رویی و محبت با من رفتار کردند و گفتند 5 سری از این کیف ها را ببر.

     من که می ترسیدم مبادا نتوانم آنها را بفروشم به شدت مخالفت کردم و گفتم: 5 تا خیلی زیاد است، 2 تا کافیست. او لبخندی زد و گفت: کیف‎ها 5 تا نیست بلکه 10 تا است، چون داخل هر کدام از کیف ها یک کیف سایز کوچک نیز وجود دارد.

     من که تا آن موقع در طول عمرم هیچ چیزی را به هیچ کسی نفروخته بودم، مثل آدمی‎ که به اعدام محکوم شده و در پای چوبه دار حکم دادگاه را برایش می‎خوانند، رنگم پریده بود و خودم را باخته بودم، ایشان که گویا متوجه دست پاچگی من شده بود گفت:

    " نگران نباش آنها را به امانت ببر و اگر نتوانستی بفروشی برایم برگردان. اما من که می‎ترسیدم نتوانم کیف­ ها را بفروشم و پیش دوستم آبرویم برود، قبول نمی‎کردم."

     از ایشان اصرار و از من انکار. ( ایشان که نام خانوادگی اش به حق،‌ نوراللهی است و اکنون یکی از دوستان ارزشمند من محسوب می‎شود ) با گفتن یک جمله، نور امید را در دل من تاباند و اولین درس اعتماد به نفس را در عرصه کسب و کار به من آموخت و آن جمله این بود:

     « نگران نباش با خصوصیاتی که من در شما می‎بینم مطمئن هستم که خیلی بیشتر از اینها را خواهی فروخت.»

     من که انگار از طرف اولیای دم بخشیده شده بودم و از خطر مرگ گریخته بودم، رنگ چهره‎ام به حالت عادی برگشت و مثل این که تولدی دوباره پیدا کرده باشم، نوع جدیدی از زندگی را آغاز کردم، و آن وارد شدن به دنیای شیرین کسب و کار آزاد بود، اما همچنان کمی نگران بودم البته این بار نه به­ خاطر فروش نرفتن کیف ­ها بلکه به خاطر ترس از این که چگونه به همکارانم پیشنهاد خرید کیف بدهم (مخصوصاً، که من یک پست سازمانی هم داشتم که این، کار مرا بیشتر سخت می‎کرد.)

(کاری که تا آن موقع هیچ وقت انجام نداده بودم)

     ترس از رد شدن پیشنهاد خرید، شاید به مراتب ترسناک‎تر و سخت‎تر از رد شدن پیشنهاد ازدواج از طرف یک دختر خانم باشد.

     ترس موهومی که باعث بدبختی و فلاکت میلیون‎ها انسان در روی کره زمین است. اگر شما یک بازاریاب و یا فروشنده حرفه­ ای باشید حتماً اولین پیشنهادتان برای فروش، یادتان مانده است که چقدر با استرس و فشار روحی همراه بود در این صورت، وضعیت آن موقع مرا درک می‎کنید. اگر تازه قصد کرده‏ اید به جمع فروشندگان حرفه‎ای به پیوندید، ان شأالله این مرحله را پشت‏ سر می‎گذارید و حال آن موقع مرا درک می‎کنید.

     بالاخره به هر جان کندنی بود از این مرحله عبور کردم و طی یک هفته هر ده تا کیف را فروختم و از دوستانم خواستم که به دیگر دوستان خویش هم اطلاع بدهند که من کیف می‎فروشم. به سرعت در سراسر آن سازمان در بین همکاران شناخته شدم، به­ طوری­ که بعضی از همکارانم حتی برای دوستان و اقوام خود از من خرید می‎کردند. بدین سبب بود که من به استعداد ذاتی خودم در زمینه بازاریابی و فروش پی‎بردم.

     کم‎کم فروش من رونق گرفت. با چندین کارگاه تولیدی که کیف ­های چرمی تولید می‎کردند آشنا شدم، به­ طورغیرقابل باوری فروش من افزایش پیدا کرد به گونه‎ای که چندین کارگاه جوابگوی سفارش­ های من نبودند. رفته رفته دیدگاه من نسبت به مشتریان و نوع کالا و کیفیت مورد انتظار به یک نگرش ارزشی ویژه سوق پیدا کرد. ولی تولیدکنندگان سنتی که یک عمر با روش خاص خودشان کاسبی کرده بودند، نظرات و دیدگاه­ های مرا قبول نمی‎کردند. یادم می‎آید که یک روز به یکی از آنها گفتم: برای تأمین نظر مشتری بهتر است که دوخت کیف با دقت بیشتری انجام شود، در جواب من گفت: شما جوان هستید و کاسبی بلد نیستید. نباید اجازه بدهی که مشتری گردن شما سوار شود! من هم به ایشان با ادبیات خودش، جواب دادم که اگر نگذارم مشتری گردنم سوار شود، به من پول نمی‎دهد، در آن صورت نه من می‎توانم کیف بفروشم و نه شما می‎توانید کیف تولید کنید. علیرغم اینکه ایشان در کار خودش واقعاً یک هنرمند بود ولی متأسفانه سال هاست که کارگاهش بسته شده است. این است نتیجه گردن کلفتی برای مشتری. من برای اینکه بتوانم نظر مشتریانم را تأمین کنم به ­ناچار خودم اقدام به راه اندازی یک واحد تولیدی کردم.

     به شما خواننده عزیز صادقانه می‎گویم که تا آن زمان هرگز در مخیلّه‎ام نمی‎گنجید که من یک روزی بتوانم کار بازاریابی و فروشندگی را انجام دهم اما همان ­طور که در سر تیتر این مبحث عنوان کردم، همه چیز با یک جرقه ذهنی آغاز شد.

     به قول آقای دیل کارنگی خودم را کشف کردم. به عقیده من ارزشمند‎ترین و گران­ بها‎ترین کشف برای یک انسان کشف خودش و استعداد بالقوه خودش است که خداوند در نهاد انسان قرار داده است.

     شما زمانی می‎توانید خودتان را کشف کنید که به دنبال کشف خودتان باشید و منتظر نمانید تا کسی بیاید و شما را کشف کند.

     ضرب المثل چینی:

     « هر کسی منتظر است تا یک اردک به داخل دهان او بپرد ، باید خیلی منتظر بماند.»

     نویسنده کتاب روانشناسی فروش حرفه ­ای در بازار ایران: دکتر روح اله هادوی نیا مشاور و مدرس بازاریابی، فروش، برندینگ، تبلیغات ارتباطات و برنامه ریزی استراتژیک با بیش از 27 سال تجربه علمی و کارآفرینی در بازار ایران، بنیانگذار مکتب سادگی بازاریابی و فروش در ایران

 

تاریخ درج مطلب : 1391-05-08
دایره المعارف کلید واژه های مشاوره والاتدبیر
روانشناسی فروش , فروش , فروشندگی , فروشندگی حرفه ای , فروش حرفه ای , فروشنده حرفه ای , آموزش فروش , آموزش فروشندگی , فروشندگان حرفه ای , آموزش بازاریابی و فروش , موفقیت , موفقیت در فروش , تربیت فروشنده , فروش موفق , کتاب روانشناسی فروش , کتاب فروشندگی , کتاب آموزش فروشندگی , کتاب روانشناسی فروش حرفه ای , روانشناسی فروش در ایران , مهندسی فروش , روانشناسی فروش در بازار ایران , CD آموزش فروشندگی
به این مطلب چه امتیازی می دهید ؟ (از ستاره های مقابل امتیاز از یک تا بیست را انتخاب نمایید.)
ديدگاه خود را درباره اين مطلب با ما درميان بگذاريد.

نام و نام خانوادگی : (اختیاری)
آدرس ایمیل : (اختیاری)
متن نظر: (حداکثر 1000 کاراکتر)

لیست نظرات

نام و نام خانوادگی :معصوم زاده
متن نظر :بزرگی همواره متعلق به آنانیست که افکار و منش بزرگی دارند . سپاس و ستایش.