تصویر شماره دو دوره ها تصویر شماره پنج مکتب سادگی بازاریابی و فروش ، بنیانگذار روح ا... هادوینیا تصویر شش
This is an example of a HTML caption with a link.
فرم ورود اعضا

کلمه عبور :


کلید واژه ها : مدیران ، تولید و تجارت ، کسب و کار،مدیران شرکت ها ، آموزش کارکنان ، مرکز آموزش ، فروشندگی ، فروشنده ،آموزش ،فروشندگان ،آموزش دیده ، کارشناسان بازاریابی ،ازاریابی و فروشندگی، روانشناسی فروش ، بازاریابی، موفقیت ، آموزش کارشناسان بازاریابی و فروش ، مدیریت بازرگانی ، آموزش روانشناسی فروش ،آموزش بازاریابی ، آموزش فروشندگی،بازاریابان ، هنر بازاریابی و فروش ، فروش حرفه ای ، اصول بازاریابی ،فارغ التحصیل مدیریت بازاریابی ، روانشناسی فروش ، مدیران شرکتها ،مکتب سادگی بازاریابی و فروش در ایران

نقش آموزش بازاریابی و آموزش فروشندگی در موفقیت شرکتها


 

ژنرال ها در مورد آموزش چه می گویند.

همان طور که می دانید واژه استراتژی به عنوان هنر ژنرال ها در جنگ می باشد که وارد حوزه مدیریت شده استاستراتژی ژنرال ها جهت جلو گیری از تلفات نیروی انسانی این است :

"هر چقدر در میدان آموزش عرق بریزیم

 در میدان جنگ

 کمتر خون میریزیم"

میدان نبرد مدیران ، میدان کسب و کار آنان است ، مدیران شرکت ها هرچقدر نسبت به حفظ سرمایه هایشان حساس باشند به همان نسبت باید در امر آموزش کارکنان شان سرمایه گذاری کنند .

     تمامی شرکت های دنیا که در عرصه تولید و تجارت به موفقیت های چشمگیری دست پیدا کرده ­اند همواره در ارتقای مهارت و دانش کارکنان خود اهتمام ورزیده­اند. به عنوان شاهد مثال، شما را میبرم به سال 1348 درست زمانی که بنده 2 ساله بودم (اکنون 45 ساله هستم) آقای محمد ایروانی مالک گروه صنعتی ملی (کفش ملی جزئی از گروه صنعتی ملی بود) که قبل از انقلاب 53 کارخانه تولیدی داشت، همزمان با توسعه کارخانه ها ، مرکز آموزش گروه صنعتی ملی را راه اندازی می کند. آن زمان تصمیم می گیرد جهت فروشندگی در فروشگاه های کفش ملی فروشنده استخدام کند لذا ابتدا یک آزمون استخدامی برگزار میکند و تعدادی را گزینش اولیه میکند و سپس آنان را به مدت سه ماه تحت آموزش قرار می دهد و مجدد از آنها امتحان به عمل می آورد و کسانی که قبول شده اند را به عنوان فروشنده کفش در فروشگاه های کفش ملی به کار می گیرد. حتی از میان سرپرستان و مدیران تولید 7 نفر را انتخاب می کند و جهت آموزش به ایتالیا می فرستد. اکنون 43 سال از آن زمان می گذرد، شما چند شرکت را می شناسید که فروشندگان خود را تحت آموزش قرار دهند. چند تا فروشگاه را می شناسید که فروشندگان آن آموزش دیده باشند. شرکت هایی که میلیاردها تومان خرج سرمایه گذاری در کارخانه ها کرده اند ولی کارشناسان بازاریابی و فروشندگان آنها هیچ گونه آموزشی ندیده اند. و چه بسا اصلا بازاریابی و فروشندگی را اصلا علم و فن یا هنر نمی دانند. غافل از  اینکه  بیشترین آسیب ها را از همین رهگذر می بینند .

در واقع این کار  شبیه به این است که یک ماشین تریلی گران قیمت را به دست کسی بسپارید که گواهی نامه رانندگی ندارد . و به زودی هم ماشین و هم خودش را نابود خواهد کرد .

       شرکت هایی را می شناسم که بعد از 20 سال فعالیت برای اولین بار تصمیم گرفته اند کارکنان خود را آموزش دهند فروشندگان چنین شرکت هایی از محل عدم آگاهی از دانش روز بازاریابی، فروش و روانشناسی فروش و عدم موفقیت بیشتر در فروش، صدها میلیون تومان  فقط فرصت کسب درآمد را از دست می دهند و با ادامه این روند، می رسد روزی که شاهد فروپاشی شرکت هایشان باشند. شرکت های هوشمند 3 % از سودشان را  صرف ارتقای دانش، مهارت و شایستگی حرفه ای کارکنانشان می کنند .

یادمان باشد که سطل دانش سوراخ است، حتی کسانی که بالاترین دانش را داشته باشند بدون بازآموزی و یادگیری مستمر در آینده نزدیک به یک بی سواد مطلق تبدیل خواهند شد. اگر از راه آموزش کارشناسان بازاریابی و فروش فقط 20 % توان فروش آنها بالا برود سود آن چقدر خواهد شد؟ و بالعکس ضرر چقدر خواهد شد .

مشکل بزرگی که دامنگیر دانشگاه ها و داشکده های مدیریت بازرگانی و بازاریابی کشور ما می باشد این است که آموزش بازاریابی و آموزش فروشندگی یا آموزش روانشناسی فروش به معنی واقعی که می توانند دانشجویان مدیریت بازاریابی را آماده میدان عمل نمایند وجود ندارد. آن هم برمی گردد به این که کسانی که به آموزش بازاریابی و فروش می پردازند هیچ گونه تجربه عملی ندارند  و متاسفانه کسانی که در عمرشان حتی یک قوطی کبریت نفروخته اند می خواهند به بازاریابان و فروشنگان هنر بازاریابی و فروش حرفه ای را آموزش بدهند. فارغ التحصیل مدیریت بازاریابی جهت استخدام مراجعه می کند و وقتی از او در مورد ابتدایی ترین اصول بازاریابی سوال می شود، متاسفانه بلد نیست و وقتی از او می خواهید که به مدت 4 سال که در دانشگاه به تحصیل پرداخته است، به ازای هر سال فقط 1 دقیقه یعنی 4 دقیقه هر چیزی را که در مورد بازاریابی، فروشندگی، روانشناسی فروش می داند بیان کند باز هم عاجز است .

با این وضعیت بازاریابی و فروشندگی یا فروشندگان و بازاریابان که موتور محرک اقتصادی هستند، سرنوشت شرکت ها چه وضعی پیدا می کنند؟

آنچه مسلم است دانش قدرت بالقوه است و دانش کاربردی و عملیاتی قدرت بالفعل است. کسانی که به ظاهر دارای مدرک مدیریت بازاریابی هستند و در واقع یک بی سواد که مدعی حقوق بالا می باشند چه کاری می توانند برای مدیران شرکت ها انجام دهند؟ لذا حتی این افراد نیز باید توسط کسانی که علم بازاریابی و فروش را دارند و دارای تجربه علمی کافی در بازار ایران هستند تحت آموزش های مهارتی و کاملاً کاربردی در زمینه بازاریابی و فروشندگی حرفه ای و روانشناسی فروش قرار بگیرند .

 

یادمان باشد :

بدون آموزش موفقیتی حاصل نمی شود .

 Without training  No Success

 

نویسنده : دکتر روح اله هادوی نیا بنیانگذار مکتب سادگی بازاریابی و فروش در ایران

23 سال تجربه علمی و عملی در تولید، تجارت، بازاریابی، فروش، واردات و صادرات در بازار ایران

 

 

 

به این مطلب چه امتیازی می دهید ؟ (از ستاره های مقابل امتیاز از یک تا بیست را انتخاب نمایید.)
ديدگاه خود را درباره اين مطلب با ما درميان بگذاريد.

نام و نام خانوادگی : (اختیاری)
آدرس ایمیل : (اختیاری)
متن نظر: (حداکثر 1000 کاراکتر)

لیست نظرات